معنی مفترعات
6 بازدید
[ مُ تَ رَ ] (ع اِ) منشعبات. متفرّعات : و جملهٔ بحور اشعار عجم را در چهار دایره نهیم: هزج و رجز و رمل در یک دایره و جملگی مفترعات و منشعبات هریک به اصول آن ملحق گردانیم. (المعجم چ قزوینی و مدرس چ مجلس ص ۷۰).
کلمات همقافیه با «مفترعات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر