معنی مفتخور
4 بازدید
[ مُ خوَرْ / خُرْ ] (نف مرکب) آدم بیکار و تن پرور و طفیلی. کسی که برای تأمین زندگی خود، هوار این و آن می شود. (فرهنگ لغات عامیانهٔ جمالزاده). که بی خدمتی و کاری معاش گذراند. که بی تحمل رنج کاری متنعم از نعمتی است. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). مفتخوار. و رجوع به مفتخوار و ترکیب مفت خوردن ذیل مفت شود.
کلمات همقافیه با «مفتخور»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ور» برای سرودن شعر