معنی مفتحالابواب
5 بازدید
[ مُ فَ تْ تِ حُلْ اَبْ ] (ع ص مرکب) گشایندهٔ درها: ای سخا را مسبب الاسباب وی کرم را مفتح الابواب. انوری (دیوان چ نفیسی ص ۱۶). و رجوع به مدخل بعد شود.[ مُ فَ تْ تِ حُلْ اَبْ ] (اِخ) نامی از نامهای خدای متعال. نامی از نامهای صفاتی باری تعالی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): در میخانه بسته اند دگر افتتح یا مفتح الابواب .حافظ. و رجوع به مدخل قبل شود.
کلمات همقافیه با «مفتحالابواب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اب» برای سرودن شعر