معنی واژه مفتتح
4 بازدید
[ مُ تَ تَ ] (ع ص) گشاده شده و آغازشده و شروع شده. || شهر فتح شده. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || (اِ) آغاز. ابتدا. درآمد. مدخل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): مفتتح کتاب بر ترتیب ابن المقفع. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۲۸). و خوانده آمده است که میرمحمود سبکتگین در مفتتح حال خویش سیف الدوله لقب داشت. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۷۱). || زمان افتتاح. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || مکان افتتاح. (یادداشت ایضاً).[ مُ تَ تِ ] (ع ص) گشاینده. افتتاح کننده. و رجوع به افتتاح شود. || فتح کننده و گیرندهٔ شهر. (ناظم الاطباء).