معنی مفاوضات
6 بازدید
[ مُ وَ ] (ع اِ) جِ مفاوضة. گفتگوها. مذاکرات : صاحب کافی بعد از آن مفاوضات بر مراعات تاش و حفظ مصالح و مناجح او اقبال کرد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۹۹). و رجوع به مفاوضة و مفاوضت و مفاوضه شود. || مکتوبات که اعلی به ادنی نوشته باشد. مراسلات مکتوباتی که به مساوی نوشته شود. (غیاث) (آنندراج). و رجوع به مفاوضه (معنی آخر) شود.
کلمات همقافیه با «مفاوضات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر