معنی مفاض
6 بازدید
[ مُ ] (ع ص) نعت مفعولی از افاضة. و رجوع به افاضة شود. || مستوی و برابر. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). - رجل مفاض؛ مردی که شکم و سینهٔ او برابر باشد. (از اقرب الموارد). و رجوع به ترکیب بعد شود. - مفاض البطن؛ آنکه سینه و شکم وی برابر باشد. (ناظم الاطباء). و منه فی صفته صلی اللََّه علیه وآله و سلم، و کان مفاض البطن؛ ای مستوی البطن مع الصدر. (منتهی الارب) (آنندراج). || حدیث مفاض فیه؛ سخن درپیوسته. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مفاض»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اض» برای سرودن شعر