معنی مفاصا
7 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) مفاصاة. رجوع به مفاصاة شود. || سندی است که در تاریخ معین پس از رسیدگی حساب به عضوی که درآمد هزینه بر عهدهٔ او بوده داده می شود، و پس از دریافت آن سند، دیگر از آن تاریخ به بعد رقمهای جزو گذشته به حساب نخواهد آمد. (فرهنگستان) (از ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی): و التون تمغای کوچک ساخته که بر بروات خزانه... و مفاصا و مکتوبات دیوانی که جهت معاملات و آب و زمین نویسند زنند. (جامع التواریخ از یادداشتهای قزوینی ج ۷ ص ۱۱۶). || سند تصفیهٔ حساب بدهی. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی). - مفاصا حساب؛ به معنی مفاصاست. (ترمینولوژی حقوق تألیف جعفری لنگرودی).
کلمات همقافیه با «مفاصا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صا» برای سرودن شعر