معنی مفازة
4 بازدید
[ مَ زَ ] (ع اِمص) پیروزی. (مهذب الاسماء). رهایی. (منتهی الارب). رهایی. نجات. (ناظم الاطباء). رستگاری : {/Bوَ یُنَجِّی اَللََّهُ اَلَّذِینَ اِتَّقَوْا بِمَفََازَتِهِمْ لاََ یَمَسُّهُمُ اَلسُّوءُ وَ لاََ هُمْ یَحْزَنُونَ ۱-۱۳۳۹:۶۱/}. (قرآن ۳۹/۶۱). || (اِ) پناه جای. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). || جای رهایی یافتن و جای فیروزی. (غیاث) (آنندراج) (از اقرب الموارد). جای فوز. جای نجات. رستن جای. منجات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا):{/B فَلاََ تَحْسَبَنَّهُمْ بِمَفََازَةٍ مِنَ اَلْعَذََابِ ۱۴-۱۸۳:۱۸۸/}؛ ای بمنجاة. (ناظم الاطباء). || جای هلاک و مرگ. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). مهلکه. (اقرب الموارد). || بیابان بی آب. (دهار). دشت بی آب. ج، مفاوز. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). فلات بی آب. ج، مَفازات، مَفاوِز. (از اقرب الموارد). تیمناً و تفؤلا، به معنی بیابان نیز آید تا به آسانی از او گذشته شود. (غیاث) (آنندراج). تیه. بیداء. بیابان پرمخافت و بی آب و علف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || شکاف در کوه. ج، مفازات. (ترجمان القرآن).
کلمات همقافیه با «مفازة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زة» برای سرودن شعر