معنی مفارده
5 بازدید
[ مَ رِ دَ ] (ع اِ) جِ مفردی. کسانی که در دوران سلاطین ممالیک جزء «حلقه» محسوب می شدند و از جندیهای «ممالیک» ممتاز و مشخص بودند. (از دزی ج ۲ ص ۲۵۱): اهالی شهر را از مفارده و محترفه چنان حشر داد کردن و بیرون داد بردن که هرکه بازمی ماند دکان او غارت می کردند. (مسامرة الاخبار ص ۱۲۶). و رجوع به مفردی شود.
کلمات همقافیه با «مفارده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر