معنی مفاخره
4 بازدید
[ مُ خَ / خِ رَ / رِ ] (از ع، اِمص) نازش. مفاخرت. مفاخرة. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): خدش به شمس باختری بر فسوس کرد قدش به سرو غاتفری بر مفاخره. سوزنی (از یادداشت ایضاً). و رجوع به مفاخرت و مفاخرة شود.
کلمات همقافیه با «مفاخره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر