معنی مفاجر
5 بازدید
[ مَ جِ ] (ع اِ) جِ مفجرة. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (اقرب الموارد). جِ مفجرة، یعنی موضع آب زهیدن. (آنندراج): این بساط اخضر که مرصع است به جواهر ازهار و این بسیط اغبر که ملمع است به مفاجر انهار بی قادری دانا و مقدری توانا ممکن نیست. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۷). و رجوع به مفجرة شود.
کلمات همقافیه با «مفاجر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جر» برای سرودن شعر