معنی مفاجات

معنی مفاجات

6 بازدید
[ مُ ] (از ع، اِمص) به ناگاه درآمدن بر کسی و گرفتن آن را. (آنندراج). مفاجاة. ناگاه گرفتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مفاجا و مفاجاة و مفاجأة شود. - به مفاجات؛ ناگهان. به ناگاه. بغتةً: به بعضی متنزهات خویش رفته و کنیزکی از جملهٔ سراری بود با خویشتن برده و در حالت مباشرت او به مفاجات فروشد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۱۰۷). دو سال پادشاهی کرد در جمادی الاخر سنهٔ سبع و سبعین و ثلث مائة به مفاجات فروشد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی ایضاً ص ۳۱۲). - مرگ مفاجات؛ مرگ ناگهانی. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به مفاجا شود. - موت مفاجات؛ مرگ ناگهانی. مرگ مفاجات. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - امثال: حکم حاکم مرگ مفاجات. (امثال و حکم ج ۲ ص ۶۹۹).

کلمات هم‌قافیه با «مفاجات»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ات» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید