معنی مغوار
6 بازدید
[ مِ غْ ] (ع ص) بسیارغارت. ج، مغاویر. (مهذب الاسماء): رجل مغوار؛ مرد سخت غارتگر. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). مرد جنگجوی بسیار غارتگر. مُغاوِر. (از اقرب الموارد). یغماگر. بسیار تاراج کننده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || فرس مغوار؛ اسب تیزرو. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مغوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر