معنی مغنیات
6 بازدید
[ مُ غَ نْ نیا ] (ع ص، اِ) جِ مغنیه : دختر کاشغری که از مغنیات خاصه بود... (لباب الالباب چ نفیسی ص ۴۸). و رجوع به مغنیه شود.
کلمات همقافیه با «مغنیات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر