معنی مغنود
5 بازدید
[ مَ ] (ص) خفته و خوابیده و مدهوش. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ شعوری ج ۲ ورق ۳۴۶ ب).
کلمات همقافیه با «مغنود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر