معنی مغناطیس

معنی مغناطیس

50 بازدید
[ مَ / مِ ] (معرب، اِ) آن سنگ که آهن به خود کشد. (مهذب الاسماء). سنگ آهن ربای. مَغنَطیس. مَغنیطیس. (منتهی الارب). مأخوذ از یونانی، سنگ آهن ربا. (ناظم الاطباء). به لغت یونانی، سنگ آهن ربا باشد... و به حذف الف هم به نظر آمده است که مغنطیس باشد و مقناطیس هم درست است. (از برهان) (از آنندراج). مأخوذ از یونانی مغنتس یا مغنیتس . (حاشیهٔ برهان چ معین). اکسید طبیعی آهن مغناطیسی دائمی است. در دستگاه مکعبی متبلور می شود. بعضی از اقسام آن، خود خاصیت آهن ربایی دارند می توانند ذرات ریز آهن را جذب کنند. نام آن از کلمهٔ «ماگنس» به معنی آهن ربا آمده است. بر روی چینی بی لعاب اثر سیاه رنگی می گذارد. آهن مغناطیسی. (از فرهنگ اصطلاحات علمی از انتشارات بنیاد فرهنگ ایران). اکسید طبیعی آهن را گویند که خاصیت جذب براده های آهن را دارد. فرمولش ۴o۳eF می باشد. رنگش سیاه و وزن مخصوصش بین ۹/۴ تا ۲/۵ و سختیش بین ۵/۵ تا ۵/۶ است : و اندر کوههای فرغانه... سنگ مغناطیس و داروهای بسیار است. (حدود العالم). و اندر [ ناحیت کرمان ] معدن زر و سیم است و مس و سرب و مغناطیس. (حدود العالم). چون آهن سوده که بود بر طبقی بر در زیر طبق مانده ز مغناطیس احجار. منوچهری. همانا سنگ مغناطیس گشته ست ز بهر جان ما هر یک ستاره. ناصرخسرو (دیوان چ مینوی ص ۴۶۰). نگویی سنگ مغناطیس، آهن چون کشد با خود سرب الماس را برّد که این حکمت ز بر دارد. ناصرخسرو. چه اگر... جانب تحفظ و تیقظ را بی رعایت گرداند هرآینه تیر آفت را جان هدف ساخته باشد و تیغ بلا را به مغناطیس جهل سوی خود کشیده. (کلیله و دمنه چ مینوی ص ۲۸۳). کششهایی بدان رغبت که باید چو مغناطیس کاهن را رباید.نظامی. که مغناطیس اگر عاشق نبودی بدان شوق آهنی را چون ربودی. نظامی. دل نماند بعد از این با کس که گر خود آهن است ساحر چشمت به مغناطیس زیبایی کشد. سعدی.

کلمات هم‌قافیه با «مغناطیس»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «یس» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید