معنی مغمومه
6 بازدید
[ مَ مو مَ / مِ ] (اِ) قلیهٔ بادنجان. (ناظم الاطباء) (تحفهٔ حکیم مؤمن) (الفاظ الاودیه). به لغت اهل بربر قلیهٔ بادنجان را گویند. (برهان) (آنندراج).
کلمات همقافیه با «مغمومه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر