معنی مغما
5 بازدید
[ مُ غَ مْ ما ] (اِ) تباهی باشد (کذا). (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۷). تباهه. (حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی). تباهه باشد. (فرهنگ اوبهی): تا خمره بود نام پنیرک نبری هیچ معقود و مغما بزنی نعره که بگذار. حقیقی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۱۷).
کلمات همقافیه با «مغما»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ما» برای سرودن شعر