معنی مغلگاه
4 بازدید
[ مَ ] (اِ مرکب) جای خفت و جست بود از آن دد و چهارپای. (لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۵۱۱). جای خفت و خاست بود از آنِ دد و چهارپای. (فرهنگ اوبهی). جای استراحت و خوابگاه آدمی و حیوانات دیگر باشد چه مغل به معنی استراحت و گاه به معنی جای و مقام هم آمده است. (برهان) (آنندراج). خوابگاه و جای استراحت. (ناظم الاطباء): قرارگاه و مغلگاهشان همی ز بهشت به کوهسار کنی و به ژرف غار کنی. حمزهٔ عروضی (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص ۵۱۱).
کلمات همقافیه با «مغلگاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر