معنی مغلاک
7 بازدید
[ مُ ] (ص) مفلس. حقیر و فرومایه. (از آنندراج). تهیدست. حقیر و درویش حال. (از فرهنگ اوبهی). گدا. تهیدست. بیچاره. فرومایه و نکبتی. درویش. || فقیر دیندار و متدین. (از ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «مغلاک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اک» برای سرودن شعر