معنی مغلاج
5 بازدید
[ مَ ] (اِ) گوی که جوزبازان در آن جوز اندازند و این کلمه مرکب است از مغ که به معنی گو است و از لاج و لاغ که به معنی بازی است. (فرهنگ رشیدی) (آنندراج). گوی را گویند که به جهت گردکان بازی کنند و وجه تسمیهٔ این گودال بازی است چه مغ به معنی گودال و لاج به معنی بازی باشد و به کسر اول هم گفته اند. (برهان). گوی که کودکان در آن گردوبازی کنند. (ناظم الاطباء): هر مرادی که داری اندر دل به تو آید چو جوز در مغلاج. سوزنی (از فرهنگ رشیدی). و رجوع به مغلاغ شود.
کلمات همقافیه با «مغلاج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اج» برای سرودن شعر