معنی مغستان
6 بازدید
[ مُ غِ ] (اِ مرکب) مجلسی که شاهان اشکانی با رأی اعضای آن تعیین و انتخاب می گردیدند. این مجلس خود مرکب از اعضای دو مجلس دیگر بود: یکی مجلسی به نام شورای خانوادگی که از افراد ذکور خانوادهٔ سلطنتی که به حد رشد رسیده بودند تشکیل می شد و دیگر مجلس شیوخ که مرکب از مردان پیر و مجرب و روحانیان بلندمرتبهٔ قوم پارت بود. (از ایران باستان ج ۳ ص ۲۲۳۴، ۲۶۴۸ و ۲۶۴۹).[ مُ غِ ] (اِ مرکب) نخلستان. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون) (از اشتینگاس).[ مُ غِ ] (اِخ) موغستان. نام دیگر جزیرهٔ هرمز. (ابن بطوطه، یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مغستان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تان» برای سرودن شعر