معنی مغز کردن
6 بازدید
[ مَ کَ دَ ] (مص مرکب) بیرون کردن مغز پسته و بادام و گردو و تخم کدو و هندوانه و امثال آن. از پوست باز کردن، چنانکه بادام و پسته و فندق و تخم کدو و مانند آن را: پسته ها را مغز کن. (از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مغز کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر