معنی مغزاده
7 بازدید
[ مُ دَ / دِ ] (ص مرکب، اِ مرکب) فرزند مغ. بچهٔ مغ. مغبچه : مغ و مغ زاده موبد و دستور خدمتش را تمام بسته میان.هاتف. و رجوع به مغ و مغبچه شود.
کلمات همقافیه با «مغزاده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر