معنی مغدی
6 بازدید
[ مَ دا ] (ع اِ) جای آمد شد کردن در پگاه. (ناظم الاطباء). || فلان ماترک من ابیه مغدی و لامراحاً؛ یعنی فلان در همه چیز مشابه به پدر خود است. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مغدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر