معنی مغدان
5 بازدید
[ مَ ] (اِخ) نام بغداد. (منتهی الارب) (آنندراج). بغداد. (اقرب الموارد) (المعرب جوالیقی ص ۷۴). لغتی است در بغداد. (ناظم الاطباء). و رجوع به مادهٔ قبل شود.[ مُ ] (اِخ) دهی از دهستان حومهٔ بخش گاوبندی شهرستان لار است و ۱۶۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۷).[ مُ ] (اِخ) دهی از دهستان خبر است که در بخش بافت شهرستان سیرجان واقع است و ۲۱۸ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «مغدان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر