معنی مغبار
4 بازدید
[ مِ ] (ع ص) شتر ماده ای که بسیارشیر گردد سپس ناقه های دیگر که با او بچه آوردند. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). ماده شتری که شیر آن پس از همهٔ شترانی که با وی بچه آورده اند بسیار گردد. (از اقرب الموارد). || خرمابن غبار برنشسته. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «مغبار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بار» برای سرودن شعر