معنی مغایظه
7 بازدید
[ مُ یَ ظَ / یِ ظِ ] (از ع، اِمص) مغایظة. رجوع به مادهٔ قبل و مغایظت شود. - بر مغایظهٔ کسی؛ علی رغم او. با وجود خشم و ناخشنودی او: آن حدیث دراز کشید و حشم لوهور و غازیان احمد را خواستند و او بر مغایظهٔ قاضی برفت با غازیان و قصد جای دوردست کرد. (تاریخ بیهقی چ فیاض ص ۴۰۱). رشید بر مغایظهٔ یحیی علی عیسی را به خراسان فرستاد و علی دست برگشاد و مال به افراط ستدن گرفت. (ترجمهٔ تاریخ یمینی چ ۱ تهران ص ۴۱۶).
کلمات همقافیه با «مغایظه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ظه» برای سرودن شعر