معنی مغایرة
4 بازدید
[ مُ یَ رَ ] (ع مص) بیع کردن به عوض. (المصادر زوزنی). معاوضه کردن در خرید و فروخت و مبادله نمودن در آن. غیار. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). مقایضة. تاخت. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || با کسی خلاف کردن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (از اقرب الموارد). و رجوع به مغایرت شود.
کلمات همقافیه با «مغایرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر