معنی مغافصة
6 بازدید
[ مُ فَ صَ ] (ع مص) ناگاه گرفتن. (تاج المصادر بیهقی). به ناگاه گرفتن و بر غفلت کسی را آمدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). و رجوع به مادهٔ بعد شود.[ مُ فَ / فِ صَ تَنْ ] (ع ق) ناگهان. ناگهانی. غفلةً. بغتةً. فجأةً. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): پای از حریم حرمت بیرون نهند و مغافصةً آنچه کنکاج کرده اند به اتمام رسانیده... (جهانگشای جوینی). لشکر با مقامگاهها شده مانند برق از میغ قاصد او شد و مغافصةً او را فروگرفت. (جهانگشای جوینی چ قزوینی ج ۱ ص ۴۸). اگتای قاآن مواطات کرده با چند شاهزاده همداستان شدند که مغافصةً غدری نمایند. (تاریخ وصاف چ لیدن ص ۲۲). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مغافصة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «صة» برای سرودن شعر