معنی مغازله
4 بازدید
[ مُ زَ لَ / زِ لِ ] (از ع، اِمص) عشقبازی. (ناظم الاطباء): از صباح تا رواح با صباح به مغازله و معانقه می گذشت. (لباب الالباب چ نفیسی ص ۵۲). و رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «مغازله»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «له» برای سرودن شعر