معنی مغارب
5 بازدید
[ مَ رِ ] (ع اِ) جِ مغرب. جای فروشدن آفتاب. (آنندراج). جِ مغرب. (ناظم الاطباء). مغربها. مقابل مشارق : ممدوح ائمه و سلاطین مشهور مشارق و مغارب.انوری. و رجوع به مغرب شود.
کلمات همقافیه با «مغارب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر