معنی مغادرة
6 بازدید
[ مُ دَ رَ ] (ع مص) بگذاشتن. (تاج المصادر بیهقی) (المصادر زوزنی). ماندن. (ترجمان القرآن). ماندن و گذاشتن. (منتهی الارب) (آنندراج). ترک کردن کسی را و باقی گذاشتن. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). برجای ماندن. باقی گذاشتن. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «مغادرة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر