معنی معکوف
5 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بند کرده و بازداشته. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء):{/B هُمُ اَلَّذِینَ کَفَرُوا وَ صَدُّوکُمْ عَنِ اَلْمَسْجِدِ اَلْحَرََامِ وَ اَلْهَدْیَ مَعْکُوفاً أَنْ یَبْلُغَ مَحِلَّهُ . ۱-۱۴۴۸:۲۵/}(قرآن ۴۸/۲۵). || شعر معکوف؛ موی شانه کرده و بافته. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معکوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر