معنی معکوسشنو
5 بازدید
[ مَ شِ نَ / نُو ] (نف مرکب) آنکه سخن را برخلاف آنچه هست بشنود. به مجاز، آنکه حق را باطل و باطل را حق پندارد. (از کلیات شمس چ فروزانفر، ج ۷ فرهنگ نوادر لغات ص ۴۳۵): معکوس شنو گر نبدی گوش دل تو از دفتر عشاق یکی حرف بسستی. (کلیات شمس ایضاً).
کلمات همقافیه با «معکوسشنو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نو» برای سرودن شعر