معنی معنی گیلانی
5 بازدید
[ مَ یِ ] (اِخ) از شاعران قرن دوازدهم هجری و عم شیخ محمد علی حزین لاهیجی بوده است. از اوست: شمعی نزد از دست تو بر سر گل داغی روشن نشد از پرتو حسن تو چراغی. و رجوع به تذکرهٔ صبح گلشن و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «معنی گیلانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر