معنی معمل
7 بازدید
[ مَ مَ ] (ع اِ) موضع عمل. ج، معامل. (از اقرب الموارد) (از المنجد). کارخانه. ج، معامل. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).[ مُ مَ ] (ع ص) طریق معمل؛ راه پاسپرده و مسلوک. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «معمل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مل» برای سرودن شعر