معنی معمعة

معنی معمعة

7 بازدید
[ مَ مَ عَ ] (ع مص) بانگ کردن آتش در سوختن نی و جز آن. (تاج المصادر بیهقی) (از اقرب الموارد). آواز نیستان و جز آن که سوختن گیرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || بانگ کردن مرد کارزاری در حرب. (تاج المصادر بیهقی). آواز دلیران در معرکه. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || در گرمای گرم رفتن. (تاج المصادر بیهقی). در گرما شدن و سیر کردن در آن. (منتهی الارب) (آنندراج). در گرما و سختی آن سیر کردن. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || شتاب کار کردن. (منتهی الارب) (آنندراج). به شتاب کار کردن. (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مع بسیار گفتن در سخن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || کارزار کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). بسختی جنگ کردن. (از اقرب الموارد). || رندیدن و برکندن باران زمین را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || بانگ کردن چیزی که بسوزد. || (اِ) سختی گرما. ج، مَعامِع. (از اقرب الموارد).

کلمات هم‌قافیه با «معمعة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «عة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید