معنی معمریه
5 بازدید
[ مَ مَ ری یَ ] (اِخ) فرقه ای از معتزله اتباع معمربن عبادالسلمی. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). اینان معتقدند حق تعالی جز اجسام چیزی نیافریده و اعراض مخلوق اجسامند یا طبعاً مانند آتش برای سوزاندن و آفتاب برای گرمی و یا اختیاراً مانند حیوان برای رنگها و عجب آنکه حدوث اجسام و فنای آن به عقیدهٔ معمر از جانب اجسام است و در این صورت چگونه می گوید که آن افعال از اجسام می باشد و می گویند خداوند را به صفت قدیم نمی توان ستود چه قدیم دلالت کند بر تقدم زمانی و حق جل شأنه زمانی نیست. و خداوند به خود دانا نیست و الا اتحاد عالم و معلوم لازم آید. (از کشاف اصطلاحات الفنون). فرقه ای از معتزله اند که گویند خدای متعالی غیر از اجسام چیزی نیافریده است و اعراض از اجسام به وجود آمده اند و حدوث اجسام و فنای آنها اعراضند. (فرهنگ علوم نقلی جعفر سجادی). و رجوع به الملل و النحل شهرستانی ج ۱ ص ۸۳ و ۸۴ و ترجمهٔ الفرق بین الفرق بغدادی ص ۱۵۴-۱۵۸ و خاندان نوبختی ص ۲۶۴ و معمربن عباد سلمی شود.
کلمات همقافیه با «معمریه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر