معنی معلوم گشتن
4 بازدید
[ مَ گَ تَ ] (مص مرکب) معلوم گردیدن : یعنی چون وجوه تجارب معلوم گشت اول در تهذیب اخلاق خویش باید کوشید. (کلیله و دمنه). معلوم گشت که سخن ایشان فاسد است. (کشف الاسرار ج ۲ ص ۵۳۷). علت آن است که وقتی سخنی می گوید ورنه معلوم نگشتی که دهانی دارد.سعدی. و رجوع به معلوم گردیدن شود.
کلمات همقافیه با «معلوم گشتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر