معنی معلولات
6 بازدید
[ مَ ] (ع ص، اِ) جِ معلولة مؤنث معلول. رجوع به معلول شود. - معلولات اربعه (اصطلاح فلسفی)؛ چهار معلول. مقابل علل اربعه. معلولات اربعه عبارتند از: ۱- مصنوعات بشر حیوانی. ۲- مصنوعات طبیعی که معادن و نبات و حیوان باشد. ۳- مصنوعات و موجودات نفسانی بسیطه که افلاک و کواکب و عناصر اربعه باشند. ۴- موجودات روحانی الهی که هیولی و صورت مجرده و نفس و عقل باشد. (از فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی). - معلولات قاهره؛ مراد انوار قاهره است. (فرهنگ علوم عقلی جعفر سجادی).
کلمات همقافیه با «معلولات»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ات» برای سرودن شعر