معنی معلمی
6 بازدید
[ مُ عَ لْ لِ ] (حامص) مأخوذ از تازی، تربیت و تعلیم. (ناظم الاطباء). شغل و عمل معلم. تعلیم دادن : وقت است کز برای هلاک مخالفان افلاک را کنی به سیاست معلمی. خاقانی (دیوان چ سجادی ص ۹۳۳). و رجوع به معلم شود.[ مُ عَ لْ لَ ] (حامص) حالت و چگونگی مُعَلَّم. تعلیم دیدگی. آموزش دیدگی : در کسب علم کوش که کلب از معلمی آید برون ز منقصت سایر کلاب.جامی. و رجوع به مُعَلَّم شود.
کلمات همقافیه با «معلمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر