معنی معلقی
6 بازدید
[ مُ عَ لْ لَ ] (ص نسبی) مأخوذ از تازی، چرخی. (ناظم الاطباء). - کبوتر معلقی؛ کبوتری که در هوا چرخ می زند. (ناظم الاطباء). کبوتری که در هنگام پرواز چون به ارتفاع مناسبی رسد به محور بالهای گسترده و بر مدار سر و دم خود چرخ می زند و این از محاسن کبوتر است.
کلمات همقافیه با «معلقی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قی» برای سرودن شعر