معنی معقود

معنی معقود

4 بازدید
[ مَ ] (ع ص) بسته و بند کرده و گره کرده. (ناظم الاطباء). بسته. بسته شده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): چنانکه خنصر و بنصر بر عقد یا حی یا قیوم بسته می دارد، انملهٔ وسطی را به ذکر مجلس معلی معقود می گرداند. (منشآت خاقانی چ محمد روشن ص ۳۰۶). فتح و نصرت بر اعداء دولت و دین، به لوای او معقود باد و سایهٔ همایونش بر همهٔ جهانیان ممدود. (جهانگشای جوینی ج ۱ ص ۲). احمداللََّه تعالی که به ارغام حسود خیل بازآمد و خیرش به نواصی معقود. سعدی. || برقرار و ثابت و استوار. || طاق عمارت بنا کرده شده. || عهد و میثاق بسته شده. (ناظم الاطباء). || مجسمه و آن شیرهٔ بهی و امثال آن است که با جوشاندن به قوام آرند با شکر. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): روزی یکی از دوستان او، او را معقودی ساخته به هدیه آورد. (ابوالفتوح ج ۵ ص ۶۰).و رجوع به مجسمه شود. || سطبرشده. بسته . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). سفت شده : و اهل بابل یسمون القطران المعقود هکذا زفتاً. (ابن البیطار، یادداشت ایضاً). - باء معقود؛ باء فارسی. پ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - بناء معقود؛ خانه ای که در آن گرههای خمیده باشد مانند در و جز آن. (منتهی الارب) (آنندراج). خانه ای که در آن عقدهایی باشد که بسته می شوند مانند درها و جز آن. (ناظم الاطباء). خانه ای که در آن عقد یعنی طاقهای خمیده باشد مانند درها. (اقرب الموارد). - جیم معقود؛ جیم فارسی. چ. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). - کاف معقود؛ کاف فارسی. گاف. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). || ما له معقود؛ نیست مر او را رأی ثابت و استواری. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). - معقوداللسان؛ بسته زبان. (ناظم الاطباء). || نزد محاسبان عبارت است از عدد اصم که آن را جذر اصم نیز گویند و آن عددی است که آن را جذر تحقیقی نباشد بلکه جذر آن تقریبی بود مانند دو و سه. (از کشاف اصطلاحات الفنون).

کلمات هم‌قافیه با «معقود»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ود» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید