معنی معقة
9 بازدید
[ مَ عَ قْ قَ ] (ع مص) نافرمانبرداری کردن کسی را که حق او بر تو واجب باشد. (تاج المصادر بیهقی). آزردن پدر را. عقوق. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). و رجوع به عقوق شود.
کلمات همقافیه با «معقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر