معنی معفر
9 بازدید
[ مُ عَ فْ فَ ] (ع ص) خاک آلوده. (مهذب الاسماء) (از اقرب الموارد). به خاک آلوده. به خاک مالیده. (یادداشت به خط مرحوم دهخدا): و خاک بارگاه به تقبیل شفاه مجدر شده و پیشانی او به سجدهٔ شکر معفر. (جهانگشای جوینی). و رجوع به تعفیر شود. || (اِ) محل به خاک آلوده شدن. جای به خاک مالیده شدن : بر این سیاقت و هیأت چون حضرت باشکوه و هیبت او را که مجدر شفاه و معفر جباه شاهان نامدار است... (جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «معفر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «فر» برای سرودن شعر