معنی معصوم لاری
4 بازدید
[ مَ مِ ] (اِخ) (شاه...) از معاشران حزین لاهیجی و از شاعران قرن دوازدهم بوده و به طبابت اشتغال داشته است. از اوست: بس که در عشق تو خورد از پنجهٔ سختی فشار استخوانم شد به رنگ شاخ آهو تابدار. و رجوع به صبح گلشن ص ۴۳۰ و قاموس الاعلام ترکی و فرهنگ سخنوران شود.
کلمات همقافیه با «معصوم لاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر