معنی معصوم اصفهانی
4 بازدید
[ مَ مِ اِ فَ ] (اِخ) از فضلای زمان شاه صفی بود و در نظم و نثر دست داشت و به فرمان شاه صفی به تألیف تاریخی مشتمل بر وقایع ایام سلطنت وی مأمور شد، ابتدا مشرف اصطبل شاهی بود و سپس به وزارت قراباغ منصوب گردید و در همانجا درگذشت. این رباعی از اوست: بس پرده شناسان که در این گنبد راز رفتند و ز هیچکس نیامد آواز کس نیست که خوان عیشی آماده کند این نعمت نغمه ماند در کاسهٔ ساز. (از تذکرهٔ نصرآبادی ج ۱ ص ۷۷).
کلمات همقافیه با «معصوم اصفهانی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر