معنی معصومی

معنی معصومی

7 بازدید
[ مَ ] (حامص) بیگناهی و عصمت. (ناظم الاطباء). معصوم بودن : حجت معصومی مریم بس است عیسی یک روزه گه امتحان.خاقانی.
[ مَ ] (اِخ) از ایلهای کرمان و بلوچستان و مرکب از ۳۰ خانوار است. (جغرافیای سیاسی کیهان ص ۹۳).
[ مَ ] (اِخ) ابوعبداللََّه محمدبن احمد از شاگردان معروف ابن سیناست. ابوعلی رسالة العشق خود را به اسم این شاگرد و به خواهش او نوشت. وفات او را بعضی در ری دانسته و گفته اند به حکم سلطان محمود کشته شد و این واقعه در صورت صحت می بایست مقارن فتح ری به دست محمود و قتل عام حکما و ائمهٔ معتزله در آن شهر رخ داده باشد یعنی سال ۴۲۰ هـ . ق. و در این صورت او مدتی پیش از فوت ابوعلی (۴۲۸ هـ . ق.) درگذشته است. از تألیفات مهم او یکی «کتاب المفارقات و اعداد العقول و الافلاک و ترتیب المبدعات» یا «رسالة فی اثبات المفارقات» است که در قرن پنجم و ششم شهرت و اهمیت بسیار داشت. و نیز رد اعتراضات ابوریجان را بر جوابهای ابوعلی به وی نسبت داده اند. (تاریخ ادبیات صفا چ ۲ ج ۱ ص ۳۲۱). و رجوع به تتمهٔ صوان الحکمه ص ۹۵ و نامهٔ دانشوران ج ۲ ص ۵۷۰ و تاریخ علوم عقلی در تمدن اسلامی تألیف دکتر صفا صص ۲۹۱-۲۹۲ شود.

کلمات هم‌قافیه با «معصومی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «می» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید