معنی معصب

معنی معصب

6 بازدید
[ مُ عَ صْ صِ ] (ع ص) مهتر. (منتهی الارب) (آنندراج). مهتر و سید. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنکه کمر بسته باشد از گرسنگی. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مرد نیازمند. (منتهی الارب) (آنندراج). مرد نیازمند و فقیر. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || مردی که شتران او از خشکسال مرده باشند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || آنکه عصابه بر سر می بندد. (ناظم الاطباء). || تاج دار. تاج بر سر نهاده. (از اقرب الموارد).
[ مُ عَ صْ صَ ] (ع ص) لاغرشکم از گرسنگی. || تنگدست شده و مفلس گشته از خشکسالی. (ناظم الاطباء) (از فرهنگ جانسون).
[ مُ عَ صْ صَ ] (اِخ) منزلی است غربی مسجد قبا و عصبة نیز نامند آن را. (منتهی الارب). جایی است در قباء و گویند عصبه در این مکان است یعنی جایی که مهاجران نخستین فرود آمدند. (از معجم البلدان).
[ مِ صَ ] (ع اِ) رگ بند. (مهذب الاسماء) (تفلیسی) (ملخص اللغات حسن خطیب). || سربند. ج، معاصب. (مهذب الاسماء). سربند. (ملخص اللغات حسن خطیب).

کلمات هم‌قافیه با «معصب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «صب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید